تناقضات مطالب آموزشی دانشجو یا دانش آموز, هر مقطعی را که به پایان برساند باید تمام افکارش را نظم دهد و طبقه بندی کند؛ تا دقیقا برایش روشن شود که چه مطالبی را آموخته؟ آیا این آموخته ها پاسخگوی نیاز های علمی وی هستند؟و آیا به این مرحله رسیده که بتواند درباره درستی آنچه که آموخته قضاوت کند؟ جالب است که کتابهای درسی ما طوری نوشته شده اندکه نویسندگان کوچکترین شکی در درستی آنچه که نگاشته اند ندارند.
بنابراین ما در چنین نظام آموزشی فقط یاد گیرند هستیم, و در این صورت سوالی طی دوران تحصیل در ذهن ما شکل نمی گیرد.که درآینده خودر را ملزم به یافتن پاسخ بدانیم و جالبتر اینکه اساتید بر نوشته های کتاب همچون یک حکم قطعی و لا یتغیر استناد می کنند، غافل از اینکه این مطالب را یک انسان نوشته و احتمال خطا وجود دارد.اگر دقت کنید,می بینید تناقضاتی در مطالب آموزشی کتابها در حوزه های مختلف درباره یک موضوع واحد وجود دارد که این تناقض ناشی از دیدگاههای متفاوت علوم مختلف نسبت به یک مساله نیست بلکه از بیدقتی نگارندگان سطور علم است.
متاسفانه دست اندرکاران تالیف کتب آموزشی از این نکته غافلند که یادگیرندگان مطالب را از طریق تطبیق حقیقت با آنجه که در کتب نوشته میشود فرا می گیرند و مابقی را طوطی وار حفظ میکنند.
به عنوان مثال، در تمام کتب معارفی که تا کنون خواندیم از گرایش به زیبایی به عنوان یکی از گرایشات معنوی انسانها یاد شده و بعد از بیان این مطلب فورا یادآور شدند که حیوانات به حکم حیوان بودن از چنین گرایشی محرومند!!!
اما دقیقا عکس همین مطلب درمباحث زیستی و علوم طبیعی به اثبات رسیده است .شاید بتوان گفت این گرایش در حیوان ضعیف تر از انسان عمل میکند, اما رد این مطلب با علم به اینکه علوم تجربی از ابزارهای معروف خود(حواس پنج گانه) برای اثبات مسائل استفاه می کند عجیبتر از قبول آن است.
به این دلیل که علوم دینی و فقهی مسائل را از طریق مباحثات فلسفی ثابت می کند و در این مورد خاص نه تنها دلیل عینی برای اثبات مدعای خود ندارد بلکه دلایل عینی بسیاری وجود دارند که به کمک علوم تجربی آمدند تا گرایش به زیبایی را در حیوانات به اثبات برسانند.
همه می دانیم که در اکثر گونه های حیوانات و نه همه,جفت ماده زیباتر از جفت نر است؛ درمباحث زیست شناختی از این زیبایی های به "صفات چشمگیر" تعبیر می شود . یعنی جفت نر همیشه به ماده هایی گرایش
دارند که از سایر ماده های همان گونه زیباتر باشند یا صفات چشمگیر بیشتر داشته باشند.
مثلا:
گوزن نر,گوزن ماده ای را به عنوان جفت خود بر می گزیند که شاخ های زیباتربا انشعابات بیشتری داشته باشد. یا پرنده های آواز خوان پرند هایی را برمی گزینند که زیباتر بخوانند,و حتی گفته میشود قورباغه های نر در فصل جفت گیری بادقت به صدای قورباغه های ماده گوش میدهند و قورباغه ای را انتخاب میکنند که صدای زیباتری داشته باشد.
اگربیشتر به اطراف خود دقت کنیدَ می بینید که قورباغه ها در فصل جفت گیری سر و صدای زیادی به راه می اندازند, در واقع با این کار باهم به رقابت می پردازند تا قبل از پایان فصل، جفت مناسبی برای خود دست و پا کنند. و این احتمال و جود دارد که حیواناتی که زیبا نیستند یا در اثر جنگیدن دچار صدماتی شدند و از زیبایی آنها کاسته شده بدون جفت بمانند.
به بیان دیگرهر چه ازصفات چشمگیر کاسته شود احتمال یافتن جفت کمتر خواهد شد.و این است زیبایی حیوانات و راز بقا... .
اما اگر از دراین باره از ما سوالی شود که "آیا گرایش به زیبایی در حیوانات و جود دارد یا خیر؟"و گفته نشود که این سوال توسط گروه معارف طرح شده یا زیست شناسی مسلما در پاسخ به چنین سوالی!!!!!! سر در گم خواهیم ماند.
+ نوشته شده توسط افکایی باب راس(bob ross) در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت
11:37 |