تبليغاتX
وبلاگ گروهی افکا
سلام چند نکته که به دوباره خواندنش می ارزد. شاد باشید.   

1.     با احمق بحث نكنيم و بگذاريم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي كند.  

2.     با وقيح جدل نكنيم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روح ما را تباه مي‌كند.  

3.     از حسود دوري كنيم چون اگر دنيا را هم به او تقديم كنيم باز از زندان تنگ حسادت بيرون نمي آيد. 

4.     تنهايي را به بودن در جمعي كه ما را از خودمان جدا مي کند، ترجيح دهيم.  

5.     از «از دست دادن» نهراسيم که ثروت ما به اندازه شهامت ما در نداشتن است.  

6.     بيشتر را بر کمتر ترجيح ندهيم که قدرت ما در نخواستن و منفعت ما در سبکباري است.  

7.     کمتر سخن بگوييم که بزرگي ما در حرفهايي است که براي نهفتن داريم، نه براي گفتن. 

8.     از سرعت خود بکاهيم، که آنان که سريع تر مي دوند، فرصت انديشيدن به خود نمي دهند.  

9.     ديگران را ببينيم، تا در دام خويشتن محوري، اسير نشويم.  

10.   از کودکان بياموزيم، پيش از آن که بزرگ شوند و ديگر نتوان از آنان آموخت...

+ نوشته شده توسط افکایی داوود(davood) در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت 11:8 |
ملیحه طیبی عزیز و جانم

اکنون که با آغاز سال نو فصلی جدید از زندگیت را آغاز کردی، یک

دنیا گلهای زیبا و رنگارنگ همراه با بهترین آرزوها را تقدیم توی

نازنین و همسر محترمت می کنم.

 

                                             

 پیوندتان مبارک

                         

+ نوشته شده توسط افکایی بادر ملیح(baadare malih) در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 و ساعت 16:10 |

 نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد یک روز او با صاحب کار خود موضوع را در میان گذاشت. پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت از کارفرمایش می خواست تا او را از کار بازنشته کند .

صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.

سرانجام صاحب کار در حالی که با تاسف با این درخواست موافقت می کرد،از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.

نجار با اکراه درخواست صاحبکارش را پذیرفت. بنابراین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و با بی دقتی به ساختن خانه مشغول شد و دیری نپایید که کار به اتمام رسید.

او صاحبکار را از اتمام کار با خبر کرد. صاحبکار برای دریافت کلید آخرین کار نزد نجار آمد.زمان تحویل کلید، صاحبکار آن را به نجاربازگردادند و گفت: این خانه هدیه ای است از طرف من به تو به خاطر سالها ی همکاری!

نجار یکه خورد و بسیار شرمنده شد.در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن به کار می برد و تمام مهارتش را به کار می بست. یعنی کار را به صورت دیگری پیش می برد.

این داستان ماست

ما زندگی مان را میسازیم ، هر روز می گذرد.

گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیر مترقبه می فهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم. اگر چنین تصوری داشته باشید، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم.

فرصتها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم ، ممکن نیست . شما نجار زندگی خود هستید و روزها چکشی هستید که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود. یک تخته در آن جا میگیرد و یک دیوار بر پا میشود.

مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید.

+ نوشته شده توسط افکایی تندر (tondar) در شنبه پانزدهم فروردین 1388 و ساعت 23:47 |
سلام و سال ۹ مبارک

در سال اصلاح الگوی مصرف خواهشمند است افکایی های عزیز به افکایی بازی خود ادامه دهند


+ نوشته شده توسط افکایی انرژي +(+enerji) در شنبه پانزدهم فروردین 1388 و ساعت 15:9 |

پیشرفت علمی جامعه و نقش جدید کتابخانه های عمومی:

من و برخی دوستان افکایی مدتی است که در کتابخانه های عمومی مشغول به کار شدیم. در این زمان کوتاه، که با اقشار مختلف سر و کار داشتم متوجه مسائلی شدم که دوست دارم در این فضای وبلاگی با شما  در میان بگذارم.

سطح علمی جامعه به طور کل، نسبت به چند سال گذشته افزایش یافته است و این سیر صعودی همچنان ادامه دارد. که به دلیل وجود دانشگاههای متعدد ( دولتی، پیام نور، آزاد، علمی کاربردی، غیر انتفاعی) است. من معتقدم که باید به همین نسبت، بار علمی کتب کتابخانه­های عمومی افزایش یابد. بنابراین، این کتابخانه­ها هستند که تابع نیازهای مراجعین­اند. مطمئناً کتاب نخوانها به کتابخانه ها نمی روند. کتابخوانها هم معمولاً از قشر تحصیلکرده­ی جامعه هستند. پس میتوان نتیجه گرفت که سطح علمی کتب کتابخانه­های عمومی باید متناسب با سطح علمی جامعه باشد. شاید فکر کنید که این امر بدیهی است و به آن عمل هم می­شود اما نه! نمی شود.

ما همیشه خوانده­ایم و گفته ایم که منابع یک کتابخانه عمومی نباید زیاد تخصصی باشند. تا تمام اقشار با حداقل تحصیلات بتوانند از آنها استفاده کنند. اما با تخصصی­تر شدن علوم و به دنبال آن متخصص شدن افراد جامعه، کتابخانه­های عمومی چاره­ای جز تغییر خط مشی و منابع خود، ندارند.

 به عبارتی تعریف کلمه "عمومی" در "کتابخانه عمومی" باید تغییر کند. در واقع، عمومی نه از آن جهت که در مورد دانش به طور عام، اطلاعاتی بدست دهد؛ بلکه از آن جهت که درباره تمام شاخه­های علوم، مجموعه ای تهیه شده باشد. مجموعه­ای از کتابهای تخصصی در تمام رشته­ها و گرایشها. در این صورت هر مراجعه کننده ای با هر گرایشی میتواند منابع اصلی رشته خود را در چنین کتابخانه ای پیدا کند. از نظر من یک کتابخانه عمومی ایدئال چنین خصوصیتی دارد. این بهترین فرصت است که کتابخانه های عمومی را به دانشگاهها پیوند دهیم، تا به یک محیط علمی واقعی تبدیل شوند. و نامشان به " کتابخانه عمومی و مرکز تحقیقات" تغییر یابد(البته این یک ایده است).

+ نوشته شده توسط افکایی باب راس(bob ross) در پنجشنبه ششم فروردین 1388 و ساعت 11:11 |