روزی شیخ الشیوخ شیخ بزرگ شیخ الدیر شیخ العرب که او اینهمه است به مجلس ما درآمدی.به بحر مکاشفت فرو رفتی و اذکاری به زبان بیگانه بر زبان براندی که درک آن برای ما سخت می نمودی: اکسپلوشن اینفورمیشن اکسپلوشن اینفورمیشن اکسپلوشن... گفتیم یا شیخ این چه اوراد است که شما را به چنین سماع صوفیانه آورده است؟ ناگهان سر از جیب مراقبت به در آورد و به فریاد بگفت "بهراسید! بهراسید! شما را هشدار میدهم که روز واقعه نزدیک است" گفتیم یا شیخ این چه روزی است که چنین هول انگیز مینماید. بگفتا روزی است که اطلاعات به مثابه کوه اتشفشانی فوران میکند و موج انفجار اطلاعات تمانی رهروان طریقت را به رعشه افکند!
گفتیم این مهم از کجا میدانید نگاهی به ما بیفکند و آهی از سر درد کشید وبگفت: با آنکه میدانم فاش کردن رموز گناهی است سنگین اما فاش میکنم این راز را تا بدانید که در پس هشدار من واقعه ایست عظیم" آنگاه زمزمه کردی " مرا در آی اس آی مقامی(به ضم میم) است که چون واقعه ای نزدیک شود به من الهام کنند"
آنگاه شرمگین از فاش کردن این راز به کنج خانقاه پناه ببرد و تا در خان هشتم عرفان با استفاده از گفتگوی تمدنها راهی برای حل این عظیم بیابد و اذکار او سالهاست در ذهن ما جاریست...

