تبليغاتX
وبلاگ گروهی افکا

51 كتابدار استان مازندران با شركت در اردوي تفريحي و فرهنگي به قله ماركوه رامسر صعود كردند.وجه تسمیه اين قلعه به ماركوه كه قدمت آن به نيمه اول قرن ششم مي‌رسد، وجود مارهای زیاد در آن است. 
برگزاری اردوهای مختلف زیارتی، فرهنگی‌، علمی وتفریحی برای کتابداران، از برنامه‌هاي اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان مازندران درسالجاری است.

روز پيش از اين اردو، مسوولان و كتابداران كتابخانه‌هاي عمومي مازندران ششمين گردهمايي خود را با حضور مدير كل امور كتابخانه‌هاي عمومي استان مازندران در اردوگاه ميرزا كوچك خان رامسر برگزار كردند.

پ.ن.۱ : آقااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا  اینا کتابدارن ما هم هستیم !!!

پ.ن.۲ : بین خودمون بمونه ها فقط کم مونده بود که کتابدارا کوهنورد بشن

پ.ن.۳ : حالا بی انصافی نباشه تو این جلسات بحث های مفصل و تصمیمات مهمی هم در زمینه ی غنی کردن کتابخانه های روستایی اتخاذ شده !

پ.ن.۴ : به امید موفقیت تمام کتابداران عزیز !

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 23:3 |

نمايشگاه بين المللي كتاب تهران: صحنه پرشور همكاري كتابداران

 

امسال هم مانند سال گذشته، هم زمان با نمايشگاه بين المللي كتاب تهران (12-22 ارديبهشت 1387 - مصلي تهران) نشست ها و كارگاه هاي تخصصي در زمينه ي كتابداري و اطلاع رساني، نشر، كتاب و ارتباطات برگزار مي شود. اين برنامه ها حاصل همكاري خانه كتاب ايران، انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران ، و اتحاديه انجمن هاي علمي دانشجويي كتابداري و اطلاع رسانی ايران (ادكا) است.

از همه كتابداران عزيز و علاقه مندان دعوت مي كنيم حتما به محل برگزاري اين نشست ها سري بزنند و از كارگاه ها و گفتگوهاي علمي استفاده كنند.

 شركت در تمامي كارگاه ها و نشست ها براي همه آزاد و رايگان است.

نشاني محل برگزاري: مصلي تهران - طبقه دوم رواق شرقي - سالن سازمان ها و نهادها - سراي اهل قلم (كارنامه نشر) - بالاي ستاد نمايشگاه - (براي هر گونه راهنمايي و سئوال با اين شماره تماس بگيريد: 09124440321)

 ليست کارگاههاي آموزشي

سراي اهل قلم - كارنامه نشر (با همكاري انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران و ادكا)

- نمايشگاه بين المللي كتاب تهران 12-22 ارديبهشت ماه 1387

تاريخ

ساعت

عنوان كارگاه

مدرس

1387/02/12

10:00-11:45

وبلاگ نويسي

مریم پاکدامن

1387/02/13

10:00-11:45

مارك ايران

افشين موسوي چلك

1387/02/14

10:00-11:45

ترجمه

عباس مهرپویا

1387/02/15

10:00-11:45

مباني نقد كتاب

فرخ اميرفريار

1387/02/16

10:00-11:45

پادكست

شيما مرادي

1387/02/17

10:00-11:45

مقاله نویسی به زبان انگلیسی

دكتر يزدان منصوريان

1387/02/18

10:00-11:45

 شابك و  شابم

روح الله سلطاني و آذر مشتاق

1387/02/19

10:00-11:45

وب 2

احسان محمدی

1387/02/20

10:00-11:45

اقتصاد نشر

محمود خيرخواه

1387/02/21

10:00-11:45

مقدمات خبرنگاری

سيد جلال حيدري ن‍ژاد

1387/02/22

10:00-11:45

آر.اِس.اِس.

طاهره كرمي

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:34 |

مطمئنا همتون این شخصیت بالایی رو میشناسید! نمیشناسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جدا نمیشناسید؟ ای بابا

 نویسنده ی کتابهای مکتوب ، بریدا ، ورونیکا تصمیم میگرد بمیرد ! کمیاگرش که دیگه خیلی معروفه...

آهان ، باریکلا خودشه .......... پائولو کوئلیو نویسنده ی برزیلی

قراره به مناسبت بیستمین سال انتشار کتاب «کیمیاگر»  یه جشن در شهر «ابیلا» در اسپانیا برپا کنن.

موسسه فرهنگی نایمر که برپایی این مراسم را بر عهده دارد، با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد كه این مراسم بیست و نهم ماه می میلادی در آمفی‌تئاتر «بالدیس دی ابیلیس» در شهر ابیلا در شمال اسپانیا برگزار خواهد شد.

گویا قراره در این مراسم خود پائلو کوئیلو نیز باشه  و از نزدیک به سئوالات خوانندگانش پاسخ بده. راستی شما هم دعوت هستید هااااا

گردانندگان این مراسم همچنین اعلام کرده‌اند كه امکان ارتباط اینترنتی نیز برای خوانندگان مهیا شده تا خوانندگانی که در محل حاضر نیستند، بتوانند سئوالات خود را از طریق اینترنت از کوئیلو بپرسند

خیلی ممنونیممممممممممممم  (افکایی شصت چی)

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 13:59 |

با سلام خدمت دوستان افکایی و غیر افکایی. ضمن تبریک سال جدید امیدوارم سال خوبی رو در پیش رو داشته باشید و همچین یه جورایی شکوفا بشید .... سال نوآوری و شکوفایی هست دیگه !  حالا بیاید یه نمونه شکوفایی و نوآوری نشونتون بدم

امکان استفاده از اینترنت در اتوبوس با کمک اتصالات بی سیم "وای- فای" رایگان برای اولین بار در دنیا از ژوئن 2008 به شهروندان مادرید اسپانیا عرضه می شود.

این تیتر خبری بود که امروز خوندم برام جالبناک بود ، متن رو ادامه دادم و در حین خوندن هر چه جلوتر میرفتم آه و حسرت بود که تو دل کوچولوی جوجه جمع میشد... چرا؟ چون دقیقا یک دقیقه قبل از این متن ، خبر دیگه ای رو با این عنوان خونده بودم !

كتابخانه‌هاي لنجان به اينترنت متصل شدند (لنجان یکی از شهرستان های اصفهان است)

حالا خودتون مقایسه کنید :

اتصال به اینترنت با صرف کلی زمان و هزینه و کاغذبازی ها و مشکلات دولتی و برنامه ریزی برای حدود ده قرن آینده در نهادی مهمی مثل کتابخانه در ایران و از طرفی اینترنت رایگان در اتوبوس های مادرید

پ.ن. برای مطالعه متن کامل اخبار روی عنوان کلیک کنید.

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 2:19 |

سر مبارک امام شهید بر فراز نی ، رمزی است بین خدا و عشاق یعنی که این است بهای دیدار

سالهاست این بوی خاک ، این عطر خون ، این نوای دل را احساس میکنم!

بوی عاشورا می آید ، عاشورای حسین .... تاسوعای ابوالفضل .... شام غریبان ....

میدانم ،  هر وقت صدای گریه های علی اصغر را شنیدم اشک ریختم ، میدانم وقتی میشنوم رقیه کوچولو از شدت تشنگی پشت خیمه ها روی زمین دراز کشیده جگرم میسوزد !

 برای تنهایی ابا عبدالله سوختم ، با ناله های ام البنین همنوا شدم ، فداکاری قمر بنی هاشم را دیدم ، زجر زینب را چشیدم و غرور و غیرتم در اسارت سوخت!

به خدا قسم دیدم و میدانم ! اما.... اما هنوز نمیدانم حسین شهید شد ، عباس پر کشید ، عاشورا برپا شد به کدامین دلیل؟

عاشورا همین است؟ حسین رفت ! همین! نه نه خدا گواه است که نه ... عاشورا حال است ، عاشورا درون دل من و توست ! عاشورا اینجاست اینجا ! عاشورا همین جا در یک قدمی تو در خانه ی همسایه فقیر توست ، عاشورا آنجا در دست پسر بچه ی گدای جلوی امامزاده است ، عاشورا کمی آنطرف تر در کنار جوانکی است که در دامان افیون دست و پا میزند یا اصلا چرا راه دور برویم همینجا در قلب ناپاکی چون من است ! همین جا که زمانی به سپیدی چادر نماز تکلیفم بود و حال سیاهپوش عزای خود ...

ای دل تو چه میکنی ؟ میمانی یا میروی ؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین (ع) جدا کند!

این هم دلنوشته ای از ما(جوجه را فراموش نکنید) التماس دعا

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 20:18 |

«اندیشه سپید» اولین نشریه اطلاع‌رسانی ویژه كتابخانه‌های نابینایان منتشر شد.
به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان اسناد و كتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، این نشریه كه به عنوان نخستین نشریه اطلاع‌رسانی بخش نابینایان و معلولین كتابخانه‌های كشور فعالیت می‌كند در هر شماره به ارائه آخرین اخبار مرتبط با این گروه در رسانه‌های مختلف و فهرست مقالات مرتبط با نابینایان در نشریات كشور می‌پردازد.
ارائه فهرست كتاب‌های گویا و بریل بخش نابینایان و معلولین كتابخانه‌های كشور از دیگر مطالب این نشریه است.
«اندیشه سپید» كه نسخه گویای آن در بخش نابینایان سایت سازمان اسناد و كتابخانه ملی موجود است، توسط مدیریت گروه ویژه سازمان اسناد و كتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران آماده و منتشر می‌شود.
از این نشریه كه در دوره جدید به صورت فصل‌نامه منتشر خواهد شد تا به حال ۴۴ شماره در طول یازده سال منتشر شده است.


هدف از ارسال این مطلب:

بالابردن سطح اطلاعاتی شما و ببینید بابا دور و برتون چی میگذره!

انجام دادن وظیفه ی اطلاع رسانی خودم که بدجوری سنگینی میکنه !

و هدف اصلی : برای افکایی های خودم که حسابی دارن برای ارشد دانکی میزنن و احیانا وضعیت بیناییشون  به زودی اونها رو نیازمند استفاده از این نشریه میکنه! چه کنیم دیگه دلمون کوچیکه دیگه از همین حالا به فکرتون هستیم  بلاتون دعا میکنم یاعالمه ه ه ه ه

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 19:46 |

خبر داغی از آمریکا: با گذشت 20 روز از انتشار کتاب «سقوط خاندان بوش » نوشته کريگ آنگر، اين کتاب با استقبال بي نظير امريکايي ها روبه رو شده است. (این دموکراسی مطبوعات هم دردسریه واسه خودش هاا)

به نقل از نيويورک تايمز، کريگ آنگر نويسنده کتاب پرفروش «سقوط خاندان بوش» در سال 2004 اين بار بواسطه منابعي معتبر و مستدل بسياري از اسرار سياسي بوش را فاش کرده و مردم امريکا را از پشت پرده عوامل جنگ عراق آگاه کرده است.(به افتخارش یه کفه مرتب)

در مقدمه اين کتاب آمده است: در تاريخ ايالات متحده امريکا جورج بدترين سياست هاي خارجي به ويژه سياست جنگ و خونريزي را اتخاذ کرده است. البته بايد گفت تصميم هاي غلط بوش ريشه در دهه هاي گذشته دارد که تاکنون کسي لب به گفتن آنها باز نکرده است. (بابا پس این کریگ چه دلی داره ؟؟؟)

از بخش هاي مهم اين کتاب مي توان به «چرا بوش نصيحت پدرش را گوش نکرد؟»، «چرا بوش امريکا را به ورطه جنگ کشاند؟»، «بوش در برابر عدل الهي» و... اشاره کرد.( کتابه خوبیه توصیه میکنم بخونیدش  حداقلش اینه که اگر روزی خدایه نکرده به پستی رسیدید بدونید چطور عمل کنید تا اینطوری نقدتون نکن !!!)

پ.ن.۱: همایش ادکا هم برگزار شد و افکایی ها نیومدن  بی معرفتااااا

پ.ن.۲: همایش بهشتی هنوز هست امیدوارم اونجا ببینمتون .آقا من هنوز خیلی از افکایی ها رو نمیشناسم... فقط فعلا دو نفر هویتشون برام مشخص شده و از نزدیک دیدمشون میخواید به شما هم بگم؟؟؟ اهکی.

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 12:55 |
کتابدارای عزیز ، کتابدوست های گرانقدر ، و در آخر افکایی هایه خودم لوزتون مبارککککککککک

تقدیم به تمامی کتابداران:

کتابداری چیست؟

چیست گفتم کتابداری گفت:                         دانشی،حرفه ای،فنی،هنری

گفتمش: بیشتر بکن تبیین                            گفت: عشقی،علاقه ای، شرری

گفتمش: بازهم بگو! گفتا:                              در دل دانش جهان سفری

گفتمش: با چه می کنی تشبیه؟                     گفت: با مرشدی و راهبری

گفتمش: در مقام حرفه و فن!                        گفت: اوستادی است ارنکو بنگری

گفتمش: از نگاه عاطفه ها!                             گفت چون مهر پدر ومادری

گفتمش: بهر کسب دانش و دین!                   گفت:حلال مشکلات و دری

گفتمش: در طریق کسب خبر؟                       گفت : یابد منابع خبری 

گفتمش: از مولفات و کتب؟                            گفت ، ره می برد به هر اثری

گفتمش: در پژوهش وتحقیق؟                        گفت : خورشید روز و شب، قمری

گفتمش: سایه و سروی هم؟                          گفت: خوشتر بود ز باغ و بری

گفتمش: بهر خدمت مردم؟                             گفت: بربسته قامت وکمری

گفتمش: بهر فتح قله علم!                               گفت : چون برگشوده بال وپری

گفتمش: گر نباشد این نعمت؟                        گفت: تحقیق و علم را خطری!!!

گفتمش: کرده پیشرفت شگرف!                      گفت:وز دولتش بود سحری!

گفتمش:کیست شیر این میدان؟                      گفت: دانا دلی و ذی نظری

گفتمش: شرط دیگری هم هست؟                   گفت:باید که داشت شور و شری

گفتمش: او را چه دانشی باید؟                         گفت : در هر سرای علم، سری

گفتمش :  این همه فضایل از اوست؟               گفت: این اندر که بدو گذری!

 

منبع

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 17:12 |

دادرا داممممم : خبر خبر «فيلم هاي هري پاتر، همراه با 7 فيلم از سينماي جهان، از شنبه 26 آبان تا جمعه 2 آذرماه سال جاري در سينما كوچك حوزه هنري روي پرده مي روند.»

"خداحافظ لنين" ساخته ولفگانگ بكر، "باني و كلايد" از آرتورپن، "تعطيلات مستربين" از استيو بندلك، "خاطرات سفر با موتور سيكلت" ساخته والتر سالس، "زورباي يوناني" اثر كاكويانيس، "كلمانتين عزيزم" به كاگرداني جان فورد و "آلمان سال صفر" اثر روبرتو روسليني، فيلم هايي هستند كه به ترتيب در ساعت 16 روزهاي ياد شده روي پرده خواهند رفت و در ساعت 18 همين روزها نيز سري فيلم هاي "هري پاتر" به نمايش در خواهند آمد.
فيلم كمدي " تعطيلات مستربين" علاوه بر اين، ساعت 18 جمعه 2 آذرماه نيز نمايش داده خواهد شد.

علاقه مندان براي تماشاي اين فيلم ها مي توانند در ساعات و روزهاي ياد شده، به سينما كوچك حوزه هنري واقع در تقاط خيابان هاي حافظ و سميه مراجعه كنند

پ ن ۱. تهرانیهاش بشتابن

پ ن ۲. نه جونه من قد و بالا رو برو ....  الهی مادرش به قربونش بره ببین قرمز چه بهش میاد

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت 17:16 |

از تصویر بالا نکاتی چند میتوان فهمید:

نکته ۱: کتابداری یک رشته ی top و روي بورسي است كه هر كسي ابتدا آن را براي كنكوري ها پيشنهاد ميكند.

نكته ۲: بيشتر روي رقم هاي بالا كار ميكنه و  با تك رقمي همچين حال نمي كنه!

نكته ۳: كتابداري رشته اي است با ظرفيت بالا و با آغوش باز پذيراي دانشجويان عزيز حتي تا سقف۲۰۰۰۰۰ است كه اين خود نيز دلايلي دارد:

1. قرار دادن نصف سهميه پذيرفته شدگان كنكور سراسري از طرف وزارت خانه هاي مربوطه به رشته ي كتابداري

2. جنبه هاي روانشناسي اين موضوع شامل:

  • جلوگيري از سرخوردگي پشت كنكوري هاي عزيز
  • جلوگيري از صورت گرفتن رفتارهاي پرخطر (خودكشي اعتياد و ...)

3. به منظور خالي نشدن كلاس هاي درس

۴. بي كار نماندن نيروي كار و فعاليت مفيد و موثر آنها به منظور آموزش كتابداران آينده

۵. و مهمترين دليل مهرباني وعطوفت بالاي سركردگان و مسئولان اين رشته كه با آغوش باز سيل عظيمي از عزيزان را حتي بالاتر از ظرفيت مي پذيرند.(اينجا جا دارد از همه ي اين عزيزان تقدير و تشكر كنيم)

نكته ۴.  دارا بودن از طيف گسترده ي اين رشته در دانشگاه ها و مقاطع مختلف (به زودي كتابداري در شاخه ي كامپيوتر ... كتابداري در شاخه ي دامداري ... كتابداري در شاخه ي باغباني هم اضافه ميشود)

نكته ۵. با توجه به نكته ي ۴ ميتوان درك كرد كه اين رشته از درصد بالايي از اميدواري و اميد به زندگي برخوردار مباشد و شما ميتوانيد اميدوار باشيد كه از طريق اين رشته بعد از اندي سال بالاخره دانشجو ميشويد

نكته ۶. فوايدي خاص براي دختران و پسران:

  • دختران: نيافتادن در دام طلايي ازدواج
  • پسران: نرفتن به سفر شيرين سربازي

نكته ۷. كاهش آمار ازدواج در سنين پايين و در نتيجه مسئله ي كنترل جمعيت بر قوت خود باقي ميماند

نكته ۸. اين تصوير نمايان كننده ي بهترين دوست است كه مشاوري عالي و پشتيباني براي شما در تمامي عرصه هاي زندگي است كه در همه ي شرايط بهترين راهكارها را ارائه ميدهد.


پ ن ۱. خيلي ضايع است كه اين تصوير رو يك برادر براي يك خواهر كه ارشد كتابداري ميخونه بفرستد

پ ن ۲. نهايت دقت در درس و گوش دادن به استاد است كه بنده اين مطالب رو سر كلاس زبان تخصصي بنويسم.

پ ن ۳. آخر خنده است كه دوست سمت راستي به اين فكر باشد كه اين (منو ميگه) ديوونه شده كه هي دولا ميشه يه چيزي مينويسه ميخنده دوباره مينويسه و حالا سمت چپي فكر كنه بابا اين چقدر تو ترجمش غرق شده و چقدر ميفهمه و پيش خودش ميگه بابا خر خون

پ ن ۴. بهتون بر نخوره هااااااا بابا منم كتابدارم

   

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 18:53 |
 

پيوست ۱. جوجه چون يه كم دلش گرفته بود خواست اين پست رو براي شما بذاره

پيوست ۲. جوجه ازتون ميخواد كه يه كم به خودتون بيايد... بالاخره زندگي رو آدمايي مثله ما ميسازن تو رو خدا بيايد اينقدر بد زندگي نكنيم

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 19:48 |

انتشارات بریتانیایی «گیبسون سکوئر بوکس»، ناشر مستقلی که به خاطر انتشار کتاب‌های جنجالی شهرت دارد و معمولا این انتشارات خاطرات خلافکاران رو چاپ میکنه (پس نگو واسه چی جنجالیه ). بازم این انتشارات به رسم قدیم اومده و یک کتاب جدید به نام "اگر من کرده بودم" چاپ کرده که دیدم حیفه از این کتاب براتون نگم... پس گوش کنید...

نویسنده ی این کتاب «او جی سیمپسون»، بازیکن سابق راگبی و هنرپیشه فیلم‌های سطح پایین هالیووده که در آن به طور کامل و به شیوه‌ای که خود جناب عالی مدعی شده که نوعی داستان سرایی است و نه روایت واقعیت، به قتل همسر سابق‌اش، «نیکول براون سیمپسون» و دوست او، «رونالد گلدمن» در ژوئن 1994 اعتراف کرده است.( عجب آدم پررویه  یکی نیست بهش بگه حالا کردی واسه چی خاطرش رو مینویسی؟؟؟)

از بخت بد دادگاه جنایی به رغم شواهد موجود نتوانست «سیمپسون» را محکوم کند و در عوض تنها یک دادگاه اجتماعی در آمریکا او را در ارتباط با این قتل‌ها متهم کرد و او را به پرداخت جریمه سنگینی محکوم کرد.(بازم خوبه متهمش کردن) حالا ماجرای انتشار کتاب رو ببنید :

اول قرار بود با حق انتشار خود «سیمپسون» در نوامبر سال گذشته میلادی منتشر شود، (این بشر روش کم نمیشه !!!) اما بعد از اعتراض‌های شدید مردم در نهایت با تصمیم «روپرت مرداک»، رئیس انتشارات «هارپر کالینز»، یک روز قبل از عرضه در بازار، تمامی 400 هزار نسخه آن خمیر شد .(آخیش دلم خنک شد). و اما ادامه ی ماجرا:

بعداً در سال جاری با حق انتشار خانواده «گلدمن» این کتاب توسط همین انتشارات منتشر شده و مدت زیادی در فهرست کتاب‌های پرفروش ایالات متحده قرار گرفت.( گلدمن دوست همون زنه سیمپسون بوده که گویا حق انتشار این کتاب رو به عنوان غرامت به این خانواده دادن

القصه.... القصه نداره.... ماجرا هنوز ادامه داره....  تازه یه خبرای جدیدی از این آقای سیمپسون گرفتم که انشاالله در پست بعدی.... امیدوارم خستتون نکرده باشم و چشماتون مثله الانه خودم به این روز نیفتاده باشه.....

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 21:6 |

یه سلام گنده و تپل مپل برای همه ی افکایی های خوب خودم...

بابا بی معرفتها نگفتید این جوجه دیوییتون چی شد؟ کجا رفت ؟ سالمه ؟ زندس ؟ عجبا ... پرپر شدم پشت این نت از بس که منتظر نشستم تا یکی بیاد این مشکل ورود ما رو حل کنه

اما عیب نداره .... از دستتون رفت ، تو تابستون اینقدر شعر از خودم در کرده بودم و اینقدر داستان های جور و واجور خصوصا در زمینه اطلاع رسانی برام اتفاق افتاد که میخواستم واستون بگم اما دیگه دیگه .... مثل اینکه شانس ندارید...  

و اما الان ... میدونم که بنزینتون دیگه به ته کشیده و همتون دارید ریپ میزنید (اوخ ببخشید) منظورم اینه که دیگه حال ندارید... بابا چیزی نمونده ... یه ذره دیگه منتظر بمونید ، فقط چند روز این ماه رمضون هم تموم میشه...

می بینید تو رو خدا !!!!!!!!! عجب بنده های ناشکری هستیم.... خدا یه ماه بهمون فرصت میده تا یک سال رو جبران کنیم ... اما ما چیکار میکنیم ، آه و ناله که بابا کی تموم میشه؟؟ شما رو نمیگم خودم رو میگم... اینقدر بد شانس بودم که حتی نتونستم خیلی ها رو ببینم یا باهاشون حرف بزنم و التماس دعا بگم ... اما از همه ی اینا گذشته این ماه رمضون خیلی خیلی به من چسبید.... مخصوصا شبهای احیاش و بازم خصوصا شب بیست و سومش... نمیدونید بچه ها این رادیو جوان ترکوند.... هر چی بگم کم گفتم... اصلا باورم نمیشد رادیو اونم شبکه ی جوانش توی شبهای احیا اینطوری برنامه داشته باشه... وقتی صدای زجه ی آدمایی رو میشنوید که عاشقانه و عاجزانه التماس میکنند و طلب عفو ، وقتی صدای گریه ی کسی رو که هق هق بهش مجاله حرف زدن نمیده ، وقتی نیایش عاشقانه ای که یه دختر کوچولو با خداش میکنه .... همه و همه اینقدر شرمندتون میکنه که پیشه خودتون میگید : ای بابا منم بندم ، منم خدام اینطوری دوست دارم و اون موقع است که میگید ای دل غافل ل ل ل ل.

این ماه شاید بیشتر از اینکه جسم ما رو با سختی آشنا کنه ، روحمون رو با خیلی چیزای دیگه آشنا می کنه .... و یه تلنگر که چه عرض کنم ، یه لگد حسابی به روح خبیثمونه که آهای ... پاشو بارو بندیلت رو جمع کن و برو ....

امیدوارم شما هم حسابی خودتون رو ساخته باشید و آماده برای یه سال جدید... (چون به نظر من عید اصلی ما این عیده ، سال جدیدمون از الان شروع میشه ، الان که تازه متولد شدیم و به قول بر و بچ پاکه پاکیم)... ماه رمضون که فقط چند روزش مونده ... اما همین چند روز هم سر سفره ی افطار ما رو فراموش نکنید... و اماااااااااااا

برای روحیه دهی به شما عزیزان و شیرین عسل بازی برای اینکه اولین نفری باشم که عید رو بهتون تبریک میگه :

امیدوارم سال خوبی رو شروع کنید....

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 12:42 |