تبليغاتX
وبلاگ گروهی افکا
سلام دوستان

شبهای قدر فرا رسیدند، امیدوارم تو این شبهای عزیز

 

حداکثر استفاده رو ببرید و برای ما هم دعا کنید.

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 1:23 |
سلام چند نکته که به دوباره خواندنش می ارزد. شاد باشید.   

1.     با احمق بحث نكنيم و بگذاريم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي كند.  

2.     با وقيح جدل نكنيم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روح ما را تباه مي‌كند.  

3.     از حسود دوري كنيم چون اگر دنيا را هم به او تقديم كنيم باز از زندان تنگ حسادت بيرون نمي آيد. 

4.     تنهايي را به بودن در جمعي كه ما را از خودمان جدا مي کند، ترجيح دهيم.  

5.     از «از دست دادن» نهراسيم که ثروت ما به اندازه شهامت ما در نداشتن است.  

6.     بيشتر را بر کمتر ترجيح ندهيم که قدرت ما در نخواستن و منفعت ما در سبکباري است.  

7.     کمتر سخن بگوييم که بزرگي ما در حرفهايي است که براي نهفتن داريم، نه براي گفتن. 

8.     از سرعت خود بکاهيم، که آنان که سريع تر مي دوند، فرصت انديشيدن به خود نمي دهند.  

9.     ديگران را ببينيم، تا در دام خويشتن محوري، اسير نشويم.  

10.   از کودکان بياموزيم، پيش از آن که بزرگ شوند و ديگر نتوان از آنان آموخت...

+ نوشته شده توسط افکایی داوود(davood) در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت 11:8 |

سلام سلام سلام

یادتون میاد یه روزی، یه جایی، تو یه آزمون استخدامی شرکت کردیم و به خاطرش رفتیم تهران مصاحبه دادیم و ...     

بعد از گذشت این همه مدت، اگه یادتون نرفته، می خوام از شما بپرسم نتیجه اش چی شد؟ چرا از شما؟؟؟!!!

چون مسئولین که طفلکی هاهیچگونه اطلاعی ندارند پس از کی باید پرسید؟؟؟!!! 

اگه خبری به دستتون رسید به ما اطلاع بدهید و جماعت بیکاری را از نگرانی دربیاورید. به خدا ثواب داره

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 و ساعت 20:43 |
با سلام به همه افکایی های عزیز

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه تبریک می گم.

امیدوارم تو این ماه مبارک از نظر معنوی بهتر بشیم.

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 22:40 |

 

نظرات پست قبلی رو که خوندم، دیدم امپراطور نوشته وبلاگتون همش شده اطلاعیه و ... دیدم راس میگه انگار دیگه از مطالب افکایی خبری نیست. از نوشته های سبک قدیمی و بانمک کاسپاروف، از مطالب طنز صابو، از نوشته های جالب و شیرین جوجه دیویی، خیلی ها هم که انگار اصلا به افکا سر نمی زنن. خیلی وقته که افکا دیگه اون افکای روزهای اول نیست. به نظرتون چرا؟؟؟ من که فکر می کنم شاید به خاطر این باشه که الان هرکس سرش تو کار خودشه و یه جورایی مشغوله؛ یکی آزمون استخدامی داده منتظره ببینه نتیجش چی میشه، یکی تو ارشد مجاز شده می خواد ببینه قبول میشه یا نه، یکی دوباره داره می خونه و... همه ی اینا به جای خودش، ولی از همه ی افکایی ها می خوام که حتی اگه شده در حد یکی دو خط مارو از خودشون بی خبر نذارن. بابا تو این دهکده ی جهانی دیگه زشته این طور از هم بی خبر باشیم! نظر شما چیه؟

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 22:15 |
 

مبارک مبارک مبارک

روز معلم به تمامی معلم های افکایی از کلاس اول گرفته تا ترم آخر دانشگاه مبارک

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:43 |

سر مبارک امام شهید بر فراز نی ، رمزی است بین خدا و عشاق یعنی که این است بهای دیدار

سالهاست این بوی خاک ، این عطر خون ، این نوای دل را احساس میکنم!

بوی عاشورا می آید ، عاشورای حسین .... تاسوعای ابوالفضل .... شام غریبان ....

میدانم ،  هر وقت صدای گریه های علی اصغر را شنیدم اشک ریختم ، میدانم وقتی میشنوم رقیه کوچولو از شدت تشنگی پشت خیمه ها روی زمین دراز کشیده جگرم میسوزد !

 برای تنهایی ابا عبدالله سوختم ، با ناله های ام البنین همنوا شدم ، فداکاری قمر بنی هاشم را دیدم ، زجر زینب را چشیدم و غرور و غیرتم در اسارت سوخت!

به خدا قسم دیدم و میدانم ! اما.... اما هنوز نمیدانم حسین شهید شد ، عباس پر کشید ، عاشورا برپا شد به کدامین دلیل؟

عاشورا همین است؟ حسین رفت ! همین! نه نه خدا گواه است که نه ... عاشورا حال است ، عاشورا درون دل من و توست ! عاشورا اینجاست اینجا ! عاشورا همین جا در یک قدمی تو در خانه ی همسایه فقیر توست ، عاشورا آنجا در دست پسر بچه ی گدای جلوی امامزاده است ، عاشورا کمی آنطرف تر در کنار جوانکی است که در دامان افیون دست و پا میزند یا اصلا چرا راه دور برویم همینجا در قلب ناپاکی چون من است ! همین جا که زمانی به سپیدی چادر نماز تکلیفم بود و حال سیاهپوش عزای خود ...

ای دل تو چه میکنی ؟ میمانی یا میروی ؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین (ع) جدا کند!

این هم دلنوشته ای از ما(جوجه را فراموش نکنید) التماس دعا

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 20:18 |

 

با سلام

 

اول اینکه این روزا همش جشنو شادیه. منم عید غدیر خم

 رو به همتون صمیمانه تبریک می گم .

 

دوم اینکه افکاییهای عزیز یک ماه دیگه به امتحان کارشناسی ارشد گل برای افکاییهای گل

مونده و دیگه داره شمارش معکوس شروع میشه 

امیدوارم دوباره بتونیم دور هم جمع بشیم.

پس این یک ماهو خوب خوب خوب درس بخونیم.

 

سوم اینکه امیدوارم چراغ افکا همیشه روشن باشه. همیشه حتی اگه شده با یه جمله همدیگرو یاد کنیم. اینکه کاری نداره، ولی اثر زیادی داره.

اثرش لبخندیه که بر لبان دوستان میشینه

 

آخر اینکه به امید دیدار دوباره ی همه ی افکاییها

 

 

 

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 20:37 |

عرفه ای تکرار نا پذیر و بیاد ماندنی

روزشنبه است روزعرفه وما قراره بعد از ظهر ساعت1:30از مسجد دانشگاه به سمت هویزه برای شرکت در دعای عرفه حرکت کنیم صبح کلاس بهداشت و آرشیو داشتیم و بعد ازظهر2-5 کلاس بانکهای اطلاعاتی با آقای پدر خوانده داشتیم و از قضا خانم whoهم که یکی ازپایه های ثابت مجالس دعا بود و بی تاب آمدن به هویزه و همراهی با بچه ها و (یکی از مشوق های من در امراسم نویسی در مراسم «باتشکر از who ») بود واسه کلاس بانکهایه کنفرانس خیلی مهم راجع به نرم افزار پارس آذرخش داشت .جهت گرفتن اجازه برای عدم حضور در کلاس آقای پدرخوانده به سمت اتاق محترم دکترا روانه شد.

لحظاتی بعد از دور دست های از پا درازترو آویزانش را دیدم می تونستم حدس بزنم الان فشارش رو چنده به همین خاطر جهت حفظ جان خود و اطرافیان چیزی نگویم .

بله عزیزان بگذریم آن روز آقای پدر داغ آمدن به هویزه را بر دل نازک who نشاند و چقدر ما با تعریف از آنچه بر ما گذشته بود و حس و حال قشنگه هویزه داغ بر دل او نشاندیم .

دیشب بدجوری دلم داغ به دلش نشسته بود وقتی بچه های خوابگاه برام ازبرنامه مراسم عرفه امسال گفتن.

دیروز عرفه در هویزه و در کنار دوستانی دست نیافتنی

و امروز عرفه در آباده و دور از دوستانی دست نیافتنی

و فردا عرفه در .......     

 

 

    

+ نوشته شده توسط افکایی سه نقطه (3noghte) در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 0:14 |

 

دو ایرانی در فهرست 100 نابغه برتر جهان

 

در فهرست یک صد نابغه برتر، جهان نام دو ایرانی به چشم می خورد. در این

 

فهرست که در روزنامه "دیلی تلگراف" چاپ لندن منتشر شده، مهندس علی جوان

 

در رتبه ی دوازدهم و پردیس ثابتی بیولوژیست، در رتبه چهل و نهم قرار دارند.

 

جی کی رولینگ، خالق هری پاتر، در مقام هشتادوسوم قرار گرفته و محمد

 

علی کلی و بیل گیتس،صاحب شرکت مایکروسافت، به طور مشترک در رتبه ی

 

چهل و سوم قرار گرفته اند.

 

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 8:24 |

از تصویر بالا نکاتی چند میتوان فهمید:

نکته ۱: کتابداری یک رشته ی top و روي بورسي است كه هر كسي ابتدا آن را براي كنكوري ها پيشنهاد ميكند.

نكته ۲: بيشتر روي رقم هاي بالا كار ميكنه و  با تك رقمي همچين حال نمي كنه!

نكته ۳: كتابداري رشته اي است با ظرفيت بالا و با آغوش باز پذيراي دانشجويان عزيز حتي تا سقف۲۰۰۰۰۰ است كه اين خود نيز دلايلي دارد:

1. قرار دادن نصف سهميه پذيرفته شدگان كنكور سراسري از طرف وزارت خانه هاي مربوطه به رشته ي كتابداري

2. جنبه هاي روانشناسي اين موضوع شامل:

  • جلوگيري از سرخوردگي پشت كنكوري هاي عزيز
  • جلوگيري از صورت گرفتن رفتارهاي پرخطر (خودكشي اعتياد و ...)

3. به منظور خالي نشدن كلاس هاي درس

۴. بي كار نماندن نيروي كار و فعاليت مفيد و موثر آنها به منظور آموزش كتابداران آينده

۵. و مهمترين دليل مهرباني وعطوفت بالاي سركردگان و مسئولان اين رشته كه با آغوش باز سيل عظيمي از عزيزان را حتي بالاتر از ظرفيت مي پذيرند.(اينجا جا دارد از همه ي اين عزيزان تقدير و تشكر كنيم)

نكته ۴.  دارا بودن از طيف گسترده ي اين رشته در دانشگاه ها و مقاطع مختلف (به زودي كتابداري در شاخه ي كامپيوتر ... كتابداري در شاخه ي دامداري ... كتابداري در شاخه ي باغباني هم اضافه ميشود)

نكته ۵. با توجه به نكته ي ۴ ميتوان درك كرد كه اين رشته از درصد بالايي از اميدواري و اميد به زندگي برخوردار مباشد و شما ميتوانيد اميدوار باشيد كه از طريق اين رشته بعد از اندي سال بالاخره دانشجو ميشويد

نكته ۶. فوايدي خاص براي دختران و پسران:

  • دختران: نيافتادن در دام طلايي ازدواج
  • پسران: نرفتن به سفر شيرين سربازي

نكته ۷. كاهش آمار ازدواج در سنين پايين و در نتيجه مسئله ي كنترل جمعيت بر قوت خود باقي ميماند

نكته ۸. اين تصوير نمايان كننده ي بهترين دوست است كه مشاوري عالي و پشتيباني براي شما در تمامي عرصه هاي زندگي است كه در همه ي شرايط بهترين راهكارها را ارائه ميدهد.


پ ن ۱. خيلي ضايع است كه اين تصوير رو يك برادر براي يك خواهر كه ارشد كتابداري ميخونه بفرستد

پ ن ۲. نهايت دقت در درس و گوش دادن به استاد است كه بنده اين مطالب رو سر كلاس زبان تخصصي بنويسم.

پ ن ۳. آخر خنده است كه دوست سمت راستي به اين فكر باشد كه اين (منو ميگه) ديوونه شده كه هي دولا ميشه يه چيزي مينويسه ميخنده دوباره مينويسه و حالا سمت چپي فكر كنه بابا اين چقدر تو ترجمش غرق شده و چقدر ميفهمه و پيش خودش ميگه بابا خر خون

پ ن ۴. بهتون بر نخوره هااااااا بابا منم كتابدارم

   

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 18:53 |
 

پيوست ۱. جوجه چون يه كم دلش گرفته بود خواست اين پست رو براي شما بذاره

پيوست ۲. جوجه ازتون ميخواد كه يه كم به خودتون بيايد... بالاخره زندگي رو آدمايي مثله ما ميسازن تو رو خدا بيايد اينقدر بد زندگي نكنيم

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 19:48 |
 

افکایی های مهنبون

تفلد همتون مبارک  

 

این ماه آبانم عجب خوش به حالش شده ها از همون اولش تا آخرش همش تولد افکاییها

۶ تریسی ـ ۱۶ دختر کابلی ـ ۲۲ بادر ملیح ـ ۲۳ اسپادانا

ـ .... اینجا هم واسه تولد بقیه افکایی هاو یه

افکایی خیلی مهم و خیلی عزیز که همه میدونن کی هست

 

کلی تولدتون  مبارک   

 

+ نوشته شده توسط افکایی سه نقطه (3noghte) در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 9:12 |
سلام

  • یه تبریک :عید سعید فطر (پیشاپیش)به همگی مبارک و طاعات و عبادات شما قبول درگاه حق.

 

  • یه گله ی کوچیک: چرا خیلی از افکایی ها فعال نیستن؟ چرا خیلی ها هم که به وبلاگ سر می زنن نذر نمی دن تا ما بدونیم که سر زدن؟

 

  • یه خبر: فصلنامه ی اطلاع یابی و اطلاع رسانی، از وبلاگ افکا خوشش اومده و می خواد وبلاگمون رو معرفی کنه.

 

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 13:22 |

یه سلام گنده و تپل مپل برای همه ی افکایی های خوب خودم...

بابا بی معرفتها نگفتید این جوجه دیوییتون چی شد؟ کجا رفت ؟ سالمه ؟ زندس ؟ عجبا ... پرپر شدم پشت این نت از بس که منتظر نشستم تا یکی بیاد این مشکل ورود ما رو حل کنه

اما عیب نداره .... از دستتون رفت ، تو تابستون اینقدر شعر از خودم در کرده بودم و اینقدر داستان های جور و واجور خصوصا در زمینه اطلاع رسانی برام اتفاق افتاد که میخواستم واستون بگم اما دیگه دیگه .... مثل اینکه شانس ندارید...  

و اما الان ... میدونم که بنزینتون دیگه به ته کشیده و همتون دارید ریپ میزنید (اوخ ببخشید) منظورم اینه که دیگه حال ندارید... بابا چیزی نمونده ... یه ذره دیگه منتظر بمونید ، فقط چند روز این ماه رمضون هم تموم میشه...

می بینید تو رو خدا !!!!!!!!! عجب بنده های ناشکری هستیم.... خدا یه ماه بهمون فرصت میده تا یک سال رو جبران کنیم ... اما ما چیکار میکنیم ، آه و ناله که بابا کی تموم میشه؟؟ شما رو نمیگم خودم رو میگم... اینقدر بد شانس بودم که حتی نتونستم خیلی ها رو ببینم یا باهاشون حرف بزنم و التماس دعا بگم ... اما از همه ی اینا گذشته این ماه رمضون خیلی خیلی به من چسبید.... مخصوصا شبهای احیاش و بازم خصوصا شب بیست و سومش... نمیدونید بچه ها این رادیو جوان ترکوند.... هر چی بگم کم گفتم... اصلا باورم نمیشد رادیو اونم شبکه ی جوانش توی شبهای احیا اینطوری برنامه داشته باشه... وقتی صدای زجه ی آدمایی رو میشنوید که عاشقانه و عاجزانه التماس میکنند و طلب عفو ، وقتی صدای گریه ی کسی رو که هق هق بهش مجاله حرف زدن نمیده ، وقتی نیایش عاشقانه ای که یه دختر کوچولو با خداش میکنه .... همه و همه اینقدر شرمندتون میکنه که پیشه خودتون میگید : ای بابا منم بندم ، منم خدام اینطوری دوست دارم و اون موقع است که میگید ای دل غافل ل ل ل ل.

این ماه شاید بیشتر از اینکه جسم ما رو با سختی آشنا کنه ، روحمون رو با خیلی چیزای دیگه آشنا می کنه .... و یه تلنگر که چه عرض کنم ، یه لگد حسابی به روح خبیثمونه که آهای ... پاشو بارو بندیلت رو جمع کن و برو ....

امیدوارم شما هم حسابی خودتون رو ساخته باشید و آماده برای یه سال جدید... (چون به نظر من عید اصلی ما این عیده ، سال جدیدمون از الان شروع میشه ، الان که تازه متولد شدیم و به قول بر و بچ پاکه پاکیم)... ماه رمضون که فقط چند روزش مونده ... اما همین چند روز هم سر سفره ی افطار ما رو فراموش نکنید... و اماااااااااااا

برای روحیه دهی به شما عزیزان و شیرین عسل بازی برای اینکه اولین نفری باشم که عید رو بهتون تبریک میگه :

امیدوارم سال خوبی رو شروع کنید....

+ نوشته شده توسط افکایی جوجه دیویی(joje dioee) در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 12:42 |

این اس ام اس از یه دوست برام رسیده :

 

به کعبه گفتم تو از خاکی منم از خاک ،

 چرا باید به دور تو بگردم؟

 ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی، برو با دل بیا تا من بگردم.

 

طاعات و عبادات همگی قبول درگاه حق...

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 20:55 |

 

یاد باد آن روزگاران یاد باد...

سالروز آشنایی بچه های بهترین کلاس دنیارو از طرف دبلیو . اچ . او

و خودم تبریک می گم.

 

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 23:9 |

شعر زير رو دبليو اچ او از طريق اس. ام. اس. (ببخشيد پيامك) به من فرستاد و ازم خواست كه اونو تو وبلاگ بزنم من هم اطاعت امر مي كنم.

زدم فرياد‏‏ خدايا اين چه رسميست؟

رفيقان را جدا كردن هنر نيست!

رفيقان قلب انسانند، خدايا‏

بدون قلب چگونه مي توان زيست؟

+ نوشته شده توسط افکایی بادر ملیح(baadare malih) در سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 18:25 |

افکایی ها به کارشناسی ارشد می روند!

 

آزمون کارشناسی ارشد امسال یک ماه زودتر برگزار می گردد. پس خیلی هم وقت نداریم. باید از وقت باقی مانده نهایت استفاده را ببریم. افکاییهایی که تصمیم دارند امسال حتما در آزمون پذیرفته شوند یا علی!

از تمام کسانی که این راه را قبلا با موفقیت پیموده اند خواهشمندم که ما افکاییها را راهنمایی کنند تا امسال تلخی دوری (فارغ التکثیری) را با همکلاسی شدن دوباره به شیرینی مبدل سازیم. از تمام افکایی هایی که خبر جدیدی از آزمون می شنوند، خواهش می کنم از طریق وبلاگ به همه اطلاع بدهند. تا به امید خدا هر چه زودتر دوباره همدیگر را ببینیم. اما این بار در مقطع کارشناسی ارشد .

 

پیشکسوت ها راهنمایی یادتون نره .

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 23:56 |
نمی دانم چه می خواهم

                 نمی دانم چه می گویم

                                  نمی دانم پس از اندی چه خواهد شد

                                               نمی خواهم بدانم اوستاد با من چه خواهد کرد

                                                                          ولی بسیار ترسانم

                                                         که با آن گل کاری آخر۱

رسم تا  قعر این نکته    

                     که نه با کم کردن نمره

                                        که بل با پیشوازی آن کَلبی بی مهره۲

                                                         بیافتم من در آن کلبه۳

                                                                     که آن کلبه بسوزاند

                                                                     تمام هست و نیستم را

ارجاعات:

۱. دیویی . جوجه. گل کاری برگرفته از خاطرات چرند جوجه دیویی.تهران: انتشارات اسناد چرنده و پرند وابسته به کتابخانه ی ملی .۱۳۸۶. توضیحات( گل کاری به معنی کاری است که فرد فکر می کند درست است ولی در اصل گند زده است. قسمت برگرفته شده از متن اصلی: تو کلاس همچنان نشسته بودم و کفری که این استاد کی میره... سه ساعت تمام داشت واسمون روضه می خوند که آخ ترم تموم شد ... آخ ترم فلان شد .... آخ دیگه تابستونه ... آخ دیگه با هم کلاس نداریم و از این حرفا.... تا ییهو درکیدیم (درک کردیم) که صحبت های جناب رو به اتمام است . چرت صبحگاهی را به بعد از ظهر موکول کردیم و دستمان را تا کتف بالا بردیم و گفتیم آقااااااا اجازه ه ه ه ه. آقا معلم هم با نگاهی که محبتی سرشار بر کودکی ۲ ساله در آن موج می زد  گفت : بگو جاانمم.... گفتیم آقا با اجازه تون ما می خوایم نطق کنیم... از طرف تمام بچه ها... با تعجب نگاهی کرد و گفت بیا جلو جاانمم...... با رخصت بزرگان جستی زدیم و به جلوی محفل پریدیم و با حالتی چنان شروع کردیم.... ای اوستاد ... ای شاخه نبات ...ای قند عسل....ای گلوکز.... ای بلبل ... ای گل گل .... زین پس که تو را نمی بینیم .... زین پس که چشمانمان با ندیدن نوره چهره تان سویی ندارد.... زین پس که کلاس ها تمام شد ... زین پس که دیگر نمی توانیم از در و گوهر دهانتان بهره ای بریم ................... نمی دانید ........ نمی دانید.......... ما چه حالی می کنیم...................  بمبی در کلاس منفجر شد ... استاد که تا آن لحظه سر را به حالت فاتحان جنگی رو به آسمان گرفته بود و از تمجیدات ما در فضا سیر می کرد به یک باره با چشمانی گشاده که رگ های سرخ درونی اش در حال انفجار بود به ما چشم غره ای رفت و در حالی که زبانشان در کام مبارکشان گیر کرده بود.... به بنده گفت جانم م م م؟؟؟؟ و ما  همچون غافلان و  بی خبران که نمی دانند چه شده و اصلا کسی چیزی گفته ؟؟؟؟به ایشان نگاه می کردیم.... مریدان سنگ تمام گذاشتند و نطق بنده را با شلیک خنده هایشان تکمیل می کردند... استاد گرانمایه که دید سنگری جز اتاق اساتید ندارد بدانجا پناه برد و القصه ...)

۲.دیویی . جوجه. کَلبی و کلبه برگرفته از خاطرات تلخ مزه جوجه دیویی. تهران: انتشارات تلخینه.۱۳۸۴. توضیحات ( کلبی نام مستعاری است که نویسنده در خلال ماجرا بر اساس تعهد و توافقی با مریدان خود برای یکی از نقش آفرینان جبهه ی مخالف داستان انتخاب کرده است. این فرد ارتباطی با کمیته ی انضباطی و آموزش دانشگاه دارد . بی مهره صفتی دیگری است که به ایشان الصاق شد .برگرفته از متن اصلی: و نشان بی مهرگی را بر کلبی اضافه کردیم چنان که دیدیم ایشان اصلا دانشجو و غیر دانشجو و استاد و رئیس دانشکده و ..... را تمیز نمی دهند در نتیجه طبق توافق نامه ای با دوستان لقب کلبی بی مهره به ایشان اهدا شد)

۳. دیویی. جوجه. کلبی و کلبه برگرفته از خاطرات تلخ مزه جوجه دیویی. تهران: انتشارات تلخینه.۱۳۸۴. توضیحات( کلبه نام مستعاری است که نویسنده باز هم با توافق مریدان برای محلی از دانشگاه که همان آموزش دانشگاه باشد برگزیده است. برگرفته از متن اصلی: داخل شدیم. همه ی سرها  بلند شد و در حالی که چشمانشان آنقدر تنگ شده بود که من فکر می کردم دیگر چیزی نمی بینند مخاطبم دادند(مخاطب قرارم دادند) و گفتند : بچه پرووووووو . خجالت نمی کشی ترم اول تقلب می کنی؟؟؟؟ در حالی که بغضی اندر گلویم اله کلنگ بازی می کرد چشمانم را از او برگرفتم و زمین کلبه را نظاره شدم. اه که چقدر کثیف بود....معلوم نبود چند روزه پیش اونجا رو تمیز کردند.... از جای جای اون کلبه متنفر بودمممم.  تو این مقولات سیر می کردیم که ناگاه ......صدایی از پشت مرا به خود آورد...)

پیوست:

۱.قسمت آخر فقط برای آشنایی بیشتر با کلبه آورده شده... مگه شما .... اید که می خواید بدونید آخرش چی شد و اون صداهه کی بود؟؟؟؟ در ضمن این کلبه رو با اون کلبه قاطی نکنیدهااا. کلبه عمو کتابدار می گم بابا....

 ۲. این داستان قصد هیچگونه توهین و جسارت به شخص یا گروهی را ندارد و فقط برگرفته از چرندیات جوجه ای است که از زمان ورود به دانشگاه شروع به نوشتن این مزخرفات کرده است. سوگیری بی سوگیری

۳. ما چاکر همه ی استادای کلمون هستیم.....

+ نوشته شده توسط افکایی در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 20:35 |

همه اشكها وقتي مي ريزند كه دگر حرفي براي گفتن نيست

ويا گل اميدي مايل به شكفتن نيست

چه كند نسل بشر؟

كوشش و دربه دري سر به كجا مي برد آه

وقتي كه همه ي ما ، من و تو

پايمان بسته به زنجير قضا

يا كه تقدير مي زند ساز مخالف با ما

و بايد بگويم چاره اي نيست دگر

و سپس اشك و وداع

 

حرفهاي ما هنوز نا تمام

تا نگاه مي كني وقت رفتن است

باز هم همان حكايت هميشگي

پيش از آنكه با خبر شوي

لحظه ي عزيمت تو ناگزير مي شود

آري.... اي دريغ و حسرت هميشگي

ناگهان چه زود دير مي شود

تقديم به همه افكاييهاي عزيز كه همه جا و در تمام لحظات،خاطره اي به ياد ماندني از خود به جاي گذاشتند،و به ياد گردهمايي افكايي ها در پارك دولت اهواز.........

+ نوشته شده توسط افکایی عکاس باشی(akkas baashi) در دوشنبه یازدهم تیر 1386 و ساعت 21:45 |

مواد لازم برای افکایی تمام عیار شدن:

1.گوشی جواد افکایی، جمیله ی افکاییه 1 عدد

2.وسیله ی ایاب و ذهاب اتوبوس شخصی چنجر دار

3. پس انداز بانکی: سقف موجودی جهت خالی نبودن عریضه

4. تفریحات سالم: شرکت در سمیناهارها، کارگاههای آموزشتی، همراه با پذیرایی، گز کردن دانشکده خودی تا غیر خودی به مقدار کافی، نوشتن انتقادات ها و پیشنهادات ها بر روی ماشین دکاتر، رفتن در اتاق mpnدکاتر و.......

5. بیگانگی هر چه تمامتر با تکنولوژی (دوربین دیجیتال، لب تاپ، چشم الکتریکی ...)

اخلاقیات:

منفعل بودن، ظرفیت بالا جهت گنجاندن مطالب درسی در قالبmpn در شب امتحان، جزوه نبرداری، داشتن دهانی که بی موقع باز شود، نمرات ناپلئونی(معدل زیر 15)، خواب قیلوله در کلاس، پوشیدن لباسهای از دهن...در آمده و......

غیر اخلاقیات:

فعال بودن، درس خواندن در طول ترم، جزوه برداری، شرکت در بحث های کلاسی، معدل 17 به بالو، حضور به موقع در کلاس، پوشیدن لباسهای اتو کشیده، نور چشمی استاد بودن(آقو بیار بالو...)

در صورت نداشتن هیچ کدام از شرایط فوق عضویت در افکا بلا مانع می باشد.

+ نوشته شده توسط افکایی صابو (saaboo) در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 12:23 |
لوح مجازی :تقدیم به افکایی ها

 تقدیم به همه همکلاسیهای عزیز :

به یادگار روزی که ما یاران دبستانی

 سالهای درس و دوستی را

در تقاطعی ناگذیر و بی گریز

 قسمت کردیم 

تا هر چند گاه به بوی خاک باران

 خورده اش تازه شویم .

 

+ نوشته شده توسط افکایی فتل(fatol) در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 11:11 |
چهار سال پر خاطره گذشت.

       افکایی ها دانش آموختگیتان مبارک.

                    باز هم همان حکایت همیشگی

                              ناگهان چقدر زود دیر می شود.

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 10:58 |
حتما شنیدید که همه ی ذرات هستی به نوعی تسبیح خدارا می گویند.
يك محقق ژاپني(ماسارو ایموتو) با انتشار يافته‌هاي تحقيقات خود مدعي شده كه مولكول‌هاي آب نسبت به مفاهيم انساني تأثيرپذيرند.
نظريه اين محقق ژاپني كه تاكنون از سوي مؤسسات علمي فيزيكي و زيست‌شناسي مورد تأييد قرار گرفته است، مبتني بر بررسي نمونه‌هاي فراواني از كريستال‌هاي منجمدشده آب و مقايسه آن با يكديگر است.(تصویر روبرو در حالی گرفته شده که به آب گفته اند دوستت دارم. واقعا زیباست.نه)

در ایران نیزتحقیقاتی در این زمینه انجام شده ولی به دلیل نبود امکانات عکسی تهیه نشده است. این تحقیقات نشان داده که زیبا ترین مولکول در هنگام خواندن قرآن دیده شده است. البته آب در برابر حرفهای منفی واکنش منفی نشان می دهد و به زشتربن شکل خود ظاهر می شود. ۶۰درصد بدن انسان از آب تشکیل شده پس حرفهای مثبت و منفی چه تاثیری بر انسان خواهد گذاشت.

برای دین عکسهای بیشتر می توانید به سایت ماسارو ایموتومراجعه کنید.

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 15:4 |
یکی از غیر فعال ترین اعضای افکا بعد از کوشش فراوان گواهینامه رانندگی گرفت.

W.H.Oعزیز تبریک صمیمانه ی افکا را بپذیر. با امید موفقیت در تمام مراحل زندگی.این گلهای زیبا هم

تقدیم به تو و تمام افکایی ها.

 

 

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 14:48 |
دوستان عزیز افکایی ام در طی این ۱۵ روز امتحان الهی و در ادامه آن داغ از دست دادن خواهر بزرگترم ٬ از لطف و محبت شما بزرگواران سپاسگذارم . شما كه از طرق مختلف سعي در كاهش بار سنگين غم من داشتيد و با پيام كوتاه ٬ايميل ٬تماس سعي ميكرديد مرا در اين راه همراهي كنيد .
بي نهايت سپاسگذارم .
تنها مي توانم آرزو كنم همواره در سايه رحمت الهي در كنار خانواده خود خوش و خرم باشيد اميدوارم بتوانم تمامي لطف شما بزرگواران را در شادي ها جبران كنم . . .
هیچگاه دوست نداشتم اولین پستم در این وبلاگ پر نشاط شما این طور باشد . اما..
به هر حال خوشحالم که در این وبلاگ کنار شما عزیزان هستم .راستی خبردار شدیم هفته آینده جشن فارغ التحصیلی هیات موسس افکا است . تبریک های صمیمانه ما را بپذیرید و عکس فراموش نشود . منتظریم ...
همواره موفق باشيد و باز هم بهشتي

+ نوشته شده توسط افکایی انرژي +(+enerji) در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 0:14 |
                          کوسه ای در مخزن زندگیتان بیندارید
ژاپنيها عاشق ماهى تازه هستند. اما آبهاى اطراف ژاپن سالهاست که ماهى تازه ندارد. بنابراين براى غذا رساندن به جمعيت ژاپن قايقهاى ماهى گيرى، بزرگتر شدند و مسافتهاى دورترى را پيمودند. ماهى گيران هر چه مسافت طولانيترى را طى مى کردند به همان ميزان آوردن ماهى تازه بيشتر طول مى کشيد.
اگر بازگشت بيش از چند روز طول مى کشيد ماهيها ديگر تازه نبودند و ژاپنيها مزه اين ماهى را دوست نداشتند.
بـراى حـل ايـن مـساله، شـرکتـهاى مـاهـى گـيرى فـريزرهايى در قايقهايشان تعبيه کردند. آنها ماهيها را مى گرفتند و آنها را روى دريا منجمد مى کردند.
فريزرها اين امکان را براى قايقها و ماهى گيران ايجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانيترى را روى آب بمانند.
اما ژاپنيها مزه ماهى تازه و منجمد را متوجه مى شدند و مزه ماهى يخ زده را دوست نداشتند.
بـنابرايـن شرکتهاى ماهى گيرى مخزنهايى را در قايقها کار گذاشتند و ماهيها را در مخازن آب نگهدارى مى کردند.
ماهيها پس از کمى تقلا آرام مى شدند و حرکت نمى کردند. آنها خسته و بى رمق، اما زنده بودند.
متاسفانه ژاپنيها هنوز هم مى توانستند تفاوت مزه را تشخيص دهند.
زيرا ماهيها روزها حرکت نکرده و مزه ماهى تازه را از دست داده بودند.
باز هم ژاپنيها مزه ماهى تازه را نسبت به ماهى بى حال و تنبل ترجيح مى دادند.
پس شرکتهاى ماهى گيرى به گونه اى بايد اين مساله را حل مى کردند.
آنها چطور مى توانستند ماهى تازه بگيرند ؟
 
اگر شما مشاور صنايع ماهى گيرى بوديد چه پيشنهادى مى داديد؟
چطور ژاپنيها ماهيها را تازه نگه مى دارند؟
بـراى نـگه داشـتن مـاهـى تازه شرکتهاى ماهى گيرى ژاپن هنوز هم از مخازن نگهدارى ماهى در قايقها استفاده مى کنند اما حالا آنها يک کوسه کوچک به داخل هر مخزن مى اندازند.
کوسه چند تايى ماهى مى خورد اما بيشتر ماهيها با وضعيتى بسيار سرزنده به مقصد مى رسند. زيرا ماهيها تلاش کرده اند. 
توصيه:
• به جاى دورى جستن از مشکلات به ميان آنها شيرجه بزنيد.
• از بازى لذت ببريد.
• اگر مشکلات و تلاشهايتان بيش از حد بزرگ و بيشمار هستند تسليم نشويد، ضعف شما را خسته مى کند. به جاى آن مشکل را تشخيص دهيد.
• عزم بيشتر و دانش بيشتر داشته و کمک بيشترى دريافت کنيد.
اگر به اهدافتان دست يافتيد اهداف بزرگترى را براى خود تعيين کنيد.
• زمانى که نيازهاى خود و خانواده تان را بر طرف کرديد براى حل اهداف گروه، جامعه و حتى نوع بشر اقدام کنيد.
• پس از کسب موفقيت آرام نگيريد. شما مهارتهايى داريد که مى توانيد با آن تغييرات و تفاوتهايى را در دنيا ايجاد کنيد.
در مخزن زندگيتان کوسه اى بيندازيد و ببينيد که واقعاً چقدر مى توانيد دورتر برويد.
اين مساله را رون هوبارد در اوايل سالهاى ١٩٥٠ دريافت.
«بشر تنها در مواجهه با محيط چالش انگيز است که به صورت غريبى پيشرفت مى کند.»
 
با تشکر ازاستاد خوبم آقای زین العابدینی برای این مطلب خیلی قشنگ
+ نوشته شده توسط افکایی باب راس(bob ross) در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 15:59 |
ورود خودموتبریک می گم

قدم نورسیده مبارک

از امروز باید بترکونم

نظر بدین یا لا

+ نوشته شده توسط افکایی داوود(davood) در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 10:57 |
تقدیم به فرشته ای که زیستن در زمین را تجربه کرد!

رفت !مثل خاطره ای گنگ که از کنارت میگذرد.مثل دستهایی که دیگر به دیدار دستهای تو نمی آید .

رفت! خسته از تردیدی سخت میان ماندن و رفتن.

دست تقدیر ناقوس مرگ را نواخت!

گفتیم مرو ! برای خدا یک نفس بمان! خندید و رفت. پرواز را برگزید تا بدانیم آنهمه زیبایی وقتی به زمین بسته شده و جریان ندارد به کار نمی آید.

در پاسخ به تمام هیاهو و غوغای زندگی....

رفت...

         آرام.....

                 آرام.....

                           آرام......

+ نوشته شده توسط افکایی کاسپاروف(kasparof) در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 16:6 |

"یه کاری هست که فقط تو می تونی انجامش بدی، یه جایی هست که فقط تو می تونی اونجا رو پرکنی"

هر آدمی تو زندگی یه ماموریت داره که تا انجامش نده خوشحال نیست. آدما گاهی از ماموریتشون دور می شن گاهی هم به کمتر از آن چیزی که ازشون بر میاد راضی میشن. "به قول مولانا مثل این می مونه که یه خنجر طلایی رو به دیوار بزنی و یه کدوی شکسته رو از اون آویزون کنی، این کار از یه میخ هم برمیاد، پس قدر خودتونو بدونید و به کم قانع نشید."

راستی ماموریت زندگی شما چیه؟

+ نوشته شده توسط افکایی تریسی(tracy) در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 15:11 |